چهل درجه زیر شب

 

پروردگارا: در راه خود اول زخودم بی خود کن، بی خود چو شدم زخود به خود راهم ده

کلام اول

لحظه ها را می گذرانیم تا به خوشبختی برسیم. غافل از اینکه خوشبختی در آن

لحظه ها بود که گذراندیم.                                                         (دکتر شریعتی)

لحظه های درنگ

روزگاری در مرغزاری گنجشکی بر شاخه یک درخت لانه ای داشت و زندگی

 می کرد. گنجشک هر روز با خدا راز ونیاز و درد دل می کرد و فرشتگان هم به

 این رازو نیاز هر روزه خو گرفته بودند تا اینکه بعد از مدت زمانی طوفانی رخ داد

و بعد از آن، روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت!!!

فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت:

 " می آید، من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام

 که دردهایش را در خود نگه می دارد و سر انجام گنجشک روی شاخه ای از درخت

دنیا نشست. " فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا

لب به سخن گشود: با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست. گنجشک گفت:

 " لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام ".

تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟

 چه می خواستی از لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود و سنگینی بغضی راه بر 

 کلامش بست. سکوتی در عرش طنین انداز شد.فرشتگان همه سر به زیر انداختند.

  خدا گفت:" ماری در راه لانه ات بود. خواب بودی.باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند.

  آنگاه تو از کمین مار پر گشودی. " گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود.

خدا گفت: " و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته

 به دشمنی ام بر خاستی. " اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود.

ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت. های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد...

سوال من جواب تو

توصیف شما از دریا چیه؟

وقتی چیز جالبی برایتان اتفاق می افتد شما چه عکس العملی نشان می دهید؟

در زندگیتان چه شعاری را دارید؟

سخن بزرگان

" مردم اشتباهات زندگی خود را روی هم می ریزند و از آنها غولی به وجود می آورند

 که نامش تقدیر است ".
                                                                                       (جان اولیورهاینر)


" اگر می خواهی دوستیت پا برجا بماند هیچ گاه با دوستت شریک مشو ".

                                                                                        (ارد بزرگ)

شاعرانه

یک چند سیاه و گاه زردید شما   .................... در سینه ما، مایه دردید شما


امروز دوباره از شما می پرسیم  ....................با حرمت لاله‌ها چه کردید شما!!؟؟

فراتر از یک نگاه

برداشت شما از دیدن این عکس چیه؟

کلام آخر

خداوندا سالی که در پیش رو داریم را برایمان سالی توام با موفقیت، سعادت و

سربلندی قرار ده و ما را به حال خود وا مگذار.

( سال نو بر تمامی ایرانیان آزاد اندیش مبارک )

نوشته شده در یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٩ساعت ٢:۳٤ ‎ق.ظ توسط عرشیا نظرات () |

 

وبلاگ چهل درجه زیر شب بعد از وقفه ای طولانی بزودی 

 کار خود را آغاز خواهد کرد.

 

نوشته شده در شنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٩ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ توسط عرشیا نظرات () |


Design By : Night Skin