درد دل لاک پشت با خدا

کلام اول

به این نتیجه رسیدم که هیچ وقت نباید به کسی دل بست. چون این دنیا اینقدر

کوچیکه که ٢ تا دل توش جا نمیشه..!! ولی اگه یه روز دل بستی هیچ وقت 

ازش جدا نشو ، چون این دنیا اونقدر بزرگه که دیگه نمی تونی پیداش کنی!!!

 

لحظه های درنگ

لاک پشت آهسته آهسته می خزید ، دشوار و کند... دورها همیشه برایش دور

بود لاک پشت تقدیرش را دوست نمی داشت و آن را چون اجباری سخت به

دوش می کشید. ناگهان پرنده ای در آسمان پر زد سبک مثل نسیم، لاک پشت

رو به خدا کرد و گفت: این عدل نیست کاش پشتم را این همه سنگین نمی کردی

 من هیچگاه به مقصد نمی رسم و با اندوه در لاک سنگی خود خزید.

آنگاه خدا لاک پشت را از زمین بلند کرد و از آن بالا زمین را نشانش داد

و گفت: خوب نگاه کن.! ابتدا وانتهایی ندارد هیچکس نمی رسد چون رسیدنی

در کارنیست... فقط رفتن است ! هر چند اندک میروی اما باز هم رسیده ای و

باور کن آنچه بر دوش توست تنها لاک سنگی نیست !

تو پاره ای از هستی را بر دوش می کشی.. پاره ای از مرا پس همچنان برو.

 

سوال من جواب تو

 اگه روزی بفهمی دوستت یا همسرت بهت خیانت کرده چه کار می کنی؟

بزرگترین آرزوی دوران کودکیت چی بوده ؟ بهش رسیدی؟

فکر میکنی بهشت چه رنگیه؟

شاعرانه

ای کاش دلم اسیر و بیمار نبود

در بند نگاه تو گرفتار نبود

من عاشق و او زعشق من بی خبر است

ای کاش دل و دلبر و دلدار نبود

کلام آخر

شاید آن روز که سهراب نوشت: تا شقایق هست زندگی باید کرد خبری از دل

پر درد گل یاس نداشت ، آنگاه می نوشت هر گلی باشی، چه شقایق چه گل

 پیچک و یاس زندگی اجبار است.

/ 36 نظر / 56 بازدید
نمایش نظرات قبلی
برایت میمانم

سلام من آپم ومنتظرتون.[گل] دیگه دیر نیای هان[لبخند] همیشه آخری تو هستی.[خنده]

تارا شهیدزاده

سلام من واقعا از مطالب وبلاگت لذت بردم واقعا همشون قشنگن و ژر محتوا. خوشحال میشم اگه اجازه بدید لینکتون کنم.[گل]

مانا (رضا)

سلام عرشیا جان (گل) حقیقت آپ منم دقیقا به همین مسئله اشاره داشت ( همون خیانت) اینکه دوستم با یکی از هم کلاسی هامون رفیق شد و حسابی لاو می ترکوندن ولی تهش معلوم شد با یکی از دوستای مشترکمون یواشکی ریخته رو هم و به دوستم خیانت کرده نمی دونم چرا اینکا رو کرد و لی هم خونه ایم (یاسر) از اون بچه های باحال و با معرفت تهرانه و واقعا سخت بود دیدن سختی ای که می کشید امروز داشتم به دوستم تو گروهمون می گفتم اگه من جاش بودم نمی دونم چه بلایی سرش می آوردم === بزرگترین آرزوی بچه گیم بچه گی کردن بود چون همش به موشک و خمپاره گذشت (چشمک) === بهشت شاید سبز باشه و شاید آبی و سبز هر رنگی هست بنظرم خوش رنگه

بیژن آریا Bijan Ariya

درود بر گرامی همدل. تارنگارم را به روز کردم. اگر دوست داشتی به تارنگارم بیا. شادو پیروزباشی. بدرود.

مرتضی

سلام وبلاگ زیبایی بود اگه تمایل داشته باشی با هم تبادل لینک کنیم منتظر جوابتم فعلا بای

فراخوان

با سلام طرح ختم گروهی قرآن برای سلامتی و فرج امام زمان در ماه نزول قرآن دوست عزیز اگر مایل هستی در این طرح شرکت کنی به من سری بزن و اول شرایط را بخوان و جزء انتخابی را در بخش نظرات همین طرح اعلام کن یاعلی

ارام

دلبستن یعنی بدبختی بقول یه دوستی بهم میگفت ارام نه دنبال عشق باش نه سیاست چون این 2 خیلی نامرده اخرش فقط اذیت میشی. جواب 1:اگه بفهمم خیانت شده بهم نمیدونم چکار میکنم من خیلی زود عصبی میشم و .....اما میسپارمش بخدا .و مطمئنم کسی که بهم خیانت کنه یه روز طعم همین خیانتو میچشه.میگن چوب خدا صدا نداره تا حالا هم تا دلت بخواد از هر کس که فکرشو کنی خیانت دیدم.دنیا پر ادمائیه که دائم بهت میگن دوست دارم و مث یه دوست میان پیشت اما همیشه تو ذهنشون واست طناب دار اماده میکنند.اذیت میکنند. ارزو؟خیلی ارزوها داشتم نمیدونم بهشون رسیدم یا نه همشه دوس داشتم خواهرم راه دور نباشه غربت بسه اما خب هنوز نشده.همیشه ارزو داشتم (بخدا اینو بدون اغراق میگم)دوس داشتم اینقد پول داشتم تا بتونم یه خونه ی بزرگ درست کنم تا دیگه کسی زمستونارو تو خیابون زیر برف و بارون نباشه تو هتل کارتون نباشه.کسی حسرت بدل نباشه.نمیگم خوراکشونو بدم و ......لااقل بدونم که یه سرپناهی دارن.ولی ارزوی بچگیم خیلی دوس داشتم مامان بزرگام و بابا بزرگم زنده بودن تا هروقت دلم میگرفت برم پیششون و منم خاطره ای ازشون داشته باشم اما خب .......هروقت کسی میگفت میرم خونه ی

ارام

مامان بزرگم واقعا دلم میگرفت هنوزم دلم میگیره و همیشه یه آه..... [گل]