دخترک و ریسمان

کلام اول

تا وقتی قلب عریان کسی را ندیدی بدن عریانت را نشانش نده و

هیچگاه چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد

گریان مکن.!

 

لحظه های درنگ

قلب دختر از عشق پر بود و پاهایش از استواری و دست هایش از دعا

اما شیطان از عشق و استواری و دعا متنفر بود پس کیسه شرارتش

را گشود و محکم ترین ریسمانش را بیرون آورد و ریسمان نا امیدی را

به دور زندگی دختر پیچید نا امیدی پیله ای شد به دور قلب و دعاهایش

خدا فرشته های امید را بسمت دختر فرستاد تا کلاف نا امیدی را باز

کنند، اما دختر به فرشته ها کمک نکرد.

دختر پیله ی گره در گره اش را چسبیده بود و می گفت:

باز نمی شود هیچ وقت من رها نمی شوم.

شیطان می خندید و دور کلاف نا امیدی می چرخید شیطان میگفت:

آری باز نمی شود هیچ وقت باز نمی شود.

آنگاه به دستور خداوند پروانه ای بسمت دختر فرستاده شد تا پیامی

را به دختر برساند.پروانه بر شاخه های رنجور دختر نشست و دختر

با نگاه به پروانه به یاد آورد که این پروانه نیز زمانی کرم کوچکی بوده

در پیله ای. او اندیشید اگر کرمی می تواند از پیله اش بیرون آید پس

من که یک انسانم هم می توانم.

خدا به دختر گفت: نخستین گره را تو باز کن تا فرشته ها گره های

دیگر را و دختر نخستین گره را باز کرد....!!

و دیری نگذشت که دیگر نه گره ای بود و نه پیله ای و نه کلافی

هنگامی که دختر از پیله نا امیدی بیرون آمد شیطان مدتها بود که

از آنجا رفته بود.

 

بخش جدید ... ( دانستنیها ) از این هفته اضافه شد.

آیا می دانستید:

گونه ای از خرگوش 12 ساعت بعد از تولد جفت گیری کند؟

آیا می دانستید:

قلب میگو در سر آن واقع شده است؟

آیا می دانستید:

دارکوب ها قادرند در هر ثانیه 20 بار به تنه درختان ضربه بزنند؟

آیا می دانستید:

تمام قوهای کشور انگلیس جزو دارایی های ملکه انگلیس هست؟

آیا می دانستید:

قد فضانوردان هنگامی که در فضا هستند 5 تا 7 سانت بلندتر میشود؟

آیا می دانستید:

بیشتر هواپیماها صندلی شماره 13 را ندارند؟

 

سوال من جواب تو

اگه ۶٠ ثانیه برای دیدن عشقت فرصت داشتی چی بهش می گفتی؟

بزرگترین ریسکی که تو زندگی تا بحال کردی چی بوده؟

اگه یه قاصدک بودی واسه چه کسی خبر می بردی؟

 

کلام آخر

مغزهای بزرگ در مورد ایده ها صحبت می کنند.

مغزهای متوسط در مورد حوادث بحث می کنند.

مغزهای کوچک در مورد مردم بحث می کنند.

/ 35 نظر / 49 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دستهای کیهانی

کلام آخر تو دوست داشتم بخش جدید هم که اضافه کردی آموزنده است. ایجا همیشه پر از احساس و دانایی است

محمد حسین

سلام به عرشیا دوست نازنینم خوبی عزیز؟ من به روزم عرشیا امیدوارم که بتونی بیای من مطمئنا خوشحال میشم که دوست خوب و قدیمیم رو ببینم پس به امید دیدار عرشیا

فاطمه

[لبخند]اینجارو دیدی عرشیا ؟؟؟

فاطمه

راستی کلام اولت تکراریه اما دفعه قبل کلام آخرت بود ... یادمه چقدر درموردش حرف شنیدی[چشمک] ...

بهاره

سلام..نمیدونم شما نبودین من چیکار میکردم ..کلا خیلی دوستای خوبی هستین ..ممنونم 1...اگه 60 ثانیه وقت داشتم مطمعنا حرف نمیدم فقط نگاش میکردم 2..من زندگی آروم و یک نواختی دارم...یادم نمیاد ریسک کرده باشم 3..عرشیا چه سوال های سختی میپرسی...

sara

salam.kheili jaleb bood!vaghean migam!man az in adamaE nistam ke miran cm bezaran,alaki tarif konan!vali vaghean jaleb bood!tabrik migam betoon babate hamchin blogi ke darin!khoshhal misham bishtar baham ashna shim,be manam sari bezanid!!!felan:)